خورشاه بن قباد الحسينى

152

تاريخ ايلچى نظام شاه ( فارسى )

مصرع گسترانيدش على وفق المراد خلاصهء كلام آنكه ، از اسباب سلطنت همايون پادشاه آنچه مىبايست از خيمه و خرگاه و اسبان تازى و استران بردعى و شتران نر « 1 » و مايه و آلات و ادوات مطبخ و ساير بيوتات مهيّا ساخته شاهزادهء عالميان سلطان مراد را كه در همان سال نهال وجودش از جويبار سلطنت و اجلال سركشيده بود با جمعى از امراى نامدار مثل شاه قلى سلطان ، حاكم كرمان و يعقوب سلطان قاجار و حسن سلطان و احمد سلطان شاملو و شادى بيك ميرشكار « 2 » كه مجموع با سپاه ده هزار سوار جرّار بودند به مصاحبت و معاونت پادشاه به صوب قندهار روان گردانيد . در اوايل فصل خريف سنهء احدى و خمسين و تسعمايه [ 951 ] حضرت پادشاه كامكار مقضى الاوطار به طرف قندهار توجّه فرمود و بر مملكت موروثى خود مستولى گشت « 3 » . ذكر توجّه حضرت شاه عالميان به طرف مازندران و بعضى حالات متفرّقه كه در آن اوان واقع شد سبب توجّه حضرت شاه خلافت‌پناه به جانب مازندران [ آن ] « 4 » شد كه آقامحمد روزافزون كه والى سارى بود متصدّى « 5 » قتل ميرشاهى كه ولد سيّد عبد الكريم و حاكم آمل و بار فروش ده بود شده ، به غدر « 6 » و مكر آن سيّد بزرگوار را به درجهء شهادت رسانيده حضرت شاه خلافت پناه از استماع آن فعل مقرون به شناعت ، عرق سيادت [ 117 ] به حركت درآمده در سنهء اثنى و خمسين و تسعمايه « 7 » [ 952 ] به قصد انتقام خون سيّد عاليشأن رايت عزيمت به صوب مازندران برافراخت و چون

--> ( 1 ) . ب : نز . ( 2 ) . ت : ميراشكار . ( 3 ) . دنباله متن چنين است : « چنانچه در مقاله پنجم در قضاياى پادشاه مومى اليه به تفصيل صورت ترقيم يافته » . ( 4 ) . ب و ت : ندارد . ( 5 ) . ب : مقصدى . ( 6 ) . ت : عذر . ( 7 ) . ت : خمسين تسعمايه .